و حرف آخرم را با بغض میخورم
عمری است لبخند های لاغر خود را
در دل ذخیره میکنم:
باشد برای روز مبادا اما....
هر روز بی تو روز مباداست.
پ ن: سلام دوباره به همه ی شما دوستان خوبم. مدتی نبودم، اما باز اومدم تا شاید نبودن هایم را جبران کنم.
دعوت فیلمی به کارگردانی "ابراهیم حاتمی کیا" محصول سال 1387 سینمای ایران است.
نکته قابل توجه "دعوت" آن است که اولین فیلم حاتمیکیا است که مستقیم یا حتی غیر مستقیم به مفاهیم ایدئولوژیکی چون جنگ و انقلاب و... ربط ندارد. باید توجه داشت که حاتمیکیا تقریبا در انواع روایت از جنگ به اشباع رسیده بود؛ از آغازی مثل "هویت"، "دیدهبان" و "مهاجر" تا "آژانس شیشهای" و "موج مرده" و "به نام پدر". جالب اینکه او قبل از هر منتقدی موقعیت اشباعشده خود را شناخت و پای به مرحلهای جدید از فیلمسازی گذاشت.
در "آژانس شیشهای" حاتمیکیا پیچیدهترین، کاملترین و جذابترین نوع روایت را از جنگ به نمایش گذاشت و نوعی دموکراسی داستانی ظریف برای شخصیتهای متضاد فیلم آفرید که جذابیت اثر را چند برابر میکرد، اما به نظر میرسد در "دعوت" با وجود تلاش حاتمیکیا برای ایجاد نوعی تنوع و تکثر و ایجاز، روایت پیچیده و جذاب ساخته نمیشود.
ملودرام اپیزودیک دعوت با موضوع مشترک بارداری ناخواسته و واکنش های پنج زوج با موقعیت های متفاوت نسبت به این مسئله محتوای فیلم را می سازد. دیدگاه مذهبی حاتمی کیا گرچه فیلم را یک سطحی ، سرراست و قصه گو از آب درآورده است، اما از آن جا که بینش سنتی جامعه را بازگو می کند ارزشمند می نماید.
جامعهشناسان و منتقدان نگاه حاتمیکیا را به سقط جنین در بارداری ناخواسته نقد کرده و میگویند سرنوشتی که کودکان فیلم حاتمیکیا دارند فقر و ترک تحصیل خواهد بود و نتیجه آن کودکان کاری هستند که به ناچار شغل پدرشان، تخلیه چاه را دنبال میکنند. و میپرسند «آیا در چنین شرایطی که کودکان مورد خشونتند و فقر و ناآگاهی بر خشونت علیه آنان دامن میزند باز هم باید این کودکان به دنیا بیایند؟»
به عقیده منتقدان حاتمیکیا خواستهٔ زن و آمادگیاش برای مادری را با دیدگاهی مردسالارانه و همسو با دیدگاه حکومت بر علیه کنترل جمعیت نادیده گرفته است.
شهروندی، طبقه ی اجتماعی و دولت-ملت
تی اچ مارشال
شهروندی را در بردارنده ی سه نوع حقوق می داند: مدنی، سیاسی و اجتماعی.حقوق مدنی عبارتند از حفظ آزادی های فردی، شامل آزادی شخصی، آزادی بیان، اندیشه و عقیده، حق مالکیت شخصی، حق انعقاد قرار داد های معتبر و حق برخورداری از عدالت
.حقوق سیاسی در بردارنده ی حق مشارکت در اعمال قدرت سیاسی به عنوان یکی از اعضای نهاد برخوردار از اقتدار سیاسی و یا به عنوان یکی از انتخاب کنندگان اعضای چنین نهادی می باشد. حقوق سیاسی از منظر نهادها در بردارنده ی توسعه ی پارلمان و شوراهای حکومت محلی بودند که در قرن نوزدهم تشکیل شدند
.مارشال معتقد بود که حقوق اجتماعی در قرن 20 در شکل مدرن خود با ایجاد نهادهای دولت رفاه شامل نظام ملی آموزش همگانی و خدمات بهداشتی و اجتماعی، توسعه یافتند. تعرف مارشال از حقوق اجتماعی به این صورت است: حق برخورداری از حداقلی از رفاه اقتصادی و امنیت تا حق برخورداری کامل از میراث اجتماعی و حق زندگی به عنوان یک موجود متمدن طبق معیارهای حاکم بر یک جامعه
.مارشال توسعه ی تاریخی شهروندی را به توسعه ی سرمایه داری نسبت می دهد. او مخصوصا به توسعه ی همزمان حقوق شهروندی به عنوان یک نظام برابری، با توسعه ی سرمایه داری به عنوان یک نظام نابرابری علاقه مند شده بود
.جنبش زنان از مهمترین جنبش های اجتماعی است
که مدل سنتی حقوق شهروندی را به مبارزه فراخوانده است و سعی در ایجاد مدل جامع تری دارند. شهروندی زنان باعث زیر سؤال رفتن نقش های سنتی جنس ها شده و نشان داده که شهروندی موجود که به هیچ وجه به افراد این چنینی حقوقی اعطا نمی کند به موقعیتی که مردم در رابطه با خانواده ی هسته ای اشغال نموده اند، متکی است.مهمترین نقد فمنیستی که اخیرا بر شهروندی لیبرال وارد شده این
است که شهروندی لیبرال از دیدگاهی مردانه ایجاد شده و بنابراین یک معیار مردانه را نهادینه نموده است. فمنیست های معاصر معتقدند که زنان به شیوه ای تناقض آمیز و ناعادلانه در دموکراسی لیبرال جذب شده اند.زنان به سه شیوه ی کاملا متعارض از حقوق کامل شهروندی محروم شده اند. اول اینکه زنان هنگامی که باید حقوقی مانند حقوق مردان داشته باشند به عنوان جنس مخالف مورد تبعیض قرار گرفته اند. دوم
اینکه وقتی فقط رفتار متمایز می تواند تساوی کامل را ایجاد کند زنان مانند مردان تلقی شده اند. سوم اینکه بعضی از حقوق شهروندی، به ویژه اجتماعی به گونه ای متفاوت به زنان و مردان اعطا شده اند و در چنین مواردی با زنان به عنوان شهروندان پست تر رفتار می شود.مورد سوم تبعیض مربوط به حقوق اجتماعی متمایز جنسیتی است. به عقیده ی فمنیست
ها حقوق اجتماعی پست تر زنان نتیجه ی معیار تلقی شدن مردان است. حقوق اجتماعی به معیار مردانه ی کار مداوم و تمام وقت در بازار کار مرتبط است که تنها به وسیله ی وقایع ناخوشایندی که کارگران خود را در برابر آن بیمه کرده اند، می تواند قطع شود.هم چنین فمنیست ها حقوق پست تر زنان را به حقوق سیاسی پست آنها
نسبت می دهند. استدلال می شود که زنان کمتر از مردان در جامعه از قدرت برخوردارند. بعضی از فمنیست ها استدلال می کنند که این امر به دلیل پدرسالارانه بودن دولت رفاه است.به عقیده ی "باتلر" شیء گونه نمودن و نظم بخشیدن به روابط جنسیتی که در چارچوب گفتمان ایجاد شده دقیقا همان چیزی است که فمنیست ها باید علیه آن مبارزه کنند. فمنیست ها باید بیشتر در صدد زیر سؤال بردن استفاده از اصطلاح «زنان» تا حد ممکن باشند تا بدین وسیله «قالب دگرجنس خواهی» را که مستلزم دوگانگی جنس هاست در هم شکنند. از نظر باتلر و دیگر فمنیست های پسا ساختار گرا درخواست از زنان برای تلاش جهت دستیابی به حقوق سیاسی هدف فوق را غیر ممکن می سازد. این امر با جلوگیری از ظهور هویت های جدیدی که می توانند تفاوت های جنسی موجود را تغییر یا گسترش دهند به مستحکم شدن شکاف جنسیتی کمک می کند
.شهروندی، «نژاد» و قومیت
نژاد که در قرن نوزدهم در یک گفتمان بیولوژیک شبه علمی مطرح شد، به انواع مختلف انسانهایی اشاره داشت که به گونه ای سلسله مراتبی و به طور طبیعی به برتر و پست تقسیم می شدند. اکنون جامعه شناسان و بیولوژیست ها معتقدند که انسانها از یک منشا ژنتیک مشابه می باشند و آنچه وجود دارد عبارت است از یک پیوستگی بین افراد بر حسب ویژگی هایی که برای متمایز کردن آنها مورد استفاده قرار می گیرد
.در اروپا «قومیت» برای اشاره به تفاوت فرهنگی مورد استفاده قرار می گیرد اما تنها گروههایی که به وسیله ی رنگشان از بقیه متمایز می شوند به طور معمول به عنوان «گروههای قومی» مورد اشاره قرار می گیرند.
از کتاب جامعه شناسی سیاسی معاصر
زنی را می شناسم من
که شوق بال و پر دارد
ولی از بس که پُر شور است
دو صد بیم از سفر دارد
زنی را می شناسم من
که در یک گوشه ی خانه
میان شستن و پختن
درون آشپزخانه
سرود عشق می خواند
نگاهش ساده و تنهاست
صدایش خسته و محزون
امیدش در ته فرداست
زنی را می شناسم من
که می گوید پشیمان است
چرا دل را به او بسته
کجا او لایق آنست؟
زنی هم زیر لب گوید
گریزانم از این خانه
ولی از خود چنین پرسد
چه کس موهای طفلم را
پس از من می زند شانه؟
زنی آبستن درد است
زنی نوزاد غم دارد
زنی می گرید و گوید
به سینه شیر کم دارد
زنی با تار تنهایی
لباس تور می بافد
زنی در کنج تاریکی
نماز نور می خواند
زنی خو کرده با زنجیر
زنی مانوس با زندان
تمام سهم او اینست :
نگاه سرد زندانبان !
زنی را می شناسم من
که می میرد ز یک تحقیر
ولی آواز می خواند
که این است بازی تقدیر
زنی با فقر می سازد
زنی با اشک می خوابد
زنی با حسرت و حیرت
گناهش را نمی داند
زنی واریس پایش را
زنی درد نهانش را
ز مردم می کند مخفی
که یک باره نگویندش
چه بد بختی چه بد بختی!
ادامه مطلب
زهر هجری چشیده ام که مپرس
گشته ام در جهان و آخر کار
دلبری برگزیده ام که مپرس
آنچنان در هوای خاک درش
میرود آب دیده ام که مپرس
من به گوش خود از دهانش دوش
سخنانی شنیده ام که مپرس
سوی من لب چه میگزی که مگوی
لب لعلی گزیده ام که مپرس
بی تو در کلبه ی گدایی خویش
رنج هایی کشیده ام که مپرس
همچو حافظ غریب در ره عشق
به مقامی رسیده ام که مپرس
خاموش کن صدا را نقاره میزند طوس
آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان؟
بردار جان خود را با ما بیا به پابوس
آنجا که خادمینش از روی زائرینش
گرد سفر بگیرند با بال ناز طاووس
میلاد امام رئوف علی ابن موسی الرضا مبارک.
آدم هیچ چیزی رو مفت و مسلم به دست نمیاره،بلکه باید برا هر چیزی که دوست داره تلاش کنه و تاوانشم بده.
من این حرفو قبول کردم. که به دست آوردن هر چیز مهمی تاوانی داره. و تو ممکنه در مقابل به دست آوردن چیزی، چیزایی رو هم از دست بدی.
اما مشکل اینجاست که گاهی تاوان سنگینی هم برای یه چیز پرداخت می کنی و نهایتا به دستش هم نمیاری. اما باز هم انسان نمی تونه دست از تلاش بکشه.
کاش می تونست.
دختر زاده شدی تا زیبایی و عشق خالق را بهترین تصویر باشی.
دختر ایرانی روزت مبارک.
زندگی کوتاه است، آن را سرشار بگذران تا آنجا که می توانی و تلاش نکن در برابر این نیاز، مقاومت کنی.
"هابر ماس"
